خانه >> مقالات کوتاه >> داروی مرکب هفتم
توضیحات مرکب 7 یا شافیه
شافیه مرکب 7

داروی مرکب هفتم

این داروی هفتم که به نام داروی شافیه است از نظر اهمیت بعد از داروی مرکب هشتم قرار دارد. اگر کسی بتواند این دارو را خوب درست کند و بر مصرف این دارو مسلط باشد دیگر نیاز به داروی دیگری پیدا نمی کند.
عبدالله بسطام روایت می کند از ابراهیم بن نضر که از نوادگان میثم ثمار در قزوین شنیدم زمانیکه ما در مرز بودیم از ائمه شندیم که این دارو را بیان کردند و این دارو با داروی جامع امام رضا علیه السلام فرق می کند. این دارو برای فلج کهنه و جدید است و برای لقوه (انحراف صورت و دهان) کهنه و تازه و آپاندیس و سرفه کهنه و تازه و کزاز (منشاء آن از زخم شدن دست و پا با شیشه یا آهن بوجود می آید که امروزه واکسن دارد) و ریح شو که و گردن درد و درد چشم و ریح سبل (التهاب در چشم که سبب رشد مو در چشم می شود) و پادرد و خلط کهنه و برای معده ای که ضعیف شده و التهابات یا جن زدگی ام صبیان (بیماری کودکان) و فزع (ترسی که بر خانم ها در خواب در هنگام بارداری حاکم می شود) و بیماری سلی که باعث بادکردن بدن می شود (بیماری سل معروف نیست و از مشخصات آن لاغری دست و پا و باد کردن شکم می شود) و آب زردی که در شکم جمع می شود و برای جذام و برای کل علامات بیماری های مره (صفرا و سودا) و بلغم (خلط) و رتیل گزیدگی و مار و عقرب گزیدگی.
این دارو را حضرت جبرئیل آورده است برای حضرت موسی علیه السلام روزی فرعون تصمیم گرفت که بنی اسرائیل را زهر بدهد در یک روز یک شنبه برای آنها جشن گرفت و غذاهای زیادی برای آنها درست کرد و سفره های فروان برای آنها پهن کرد و سم در این غذاها ریخت. حضرت موسی همراه ششصد هزار نفر از افراد قومش به مهمانی فرعون وارد شدند و حضرت جلوی در ایستاد و زن ها و کودکان را برگرداند و به مردها هم گفت که از این غذا و نوشیدنیها نخورید تا اینکه من نزد شما بیایم. و ایشان آمدند نزد قومش و از این دارو به اندازه یک سر سوزن به قوم خود داد، چون می دانست که قومش نمی توانند جلوی خود را بگیرند و از غذاها می خورند. حضرت موسی (ع) به همراه قومش سر سفره ها نشستند و دست به غذا بردند و فرعون برای موسی (ع) و هارون و یوشع و نزدیکان موسی (ع) یک سفره مخصوص پهن کرد. فرعون گفت: من تصمیم گرفتم شخصاً خدمت شما کنم. قوم موسی (ع) آنقدر خوردند تا سیر شدند و فرعون هم مرتب در غذا سم می ریخت. وقتی سیر شدند موسی (ع) با قومش از مهمانی خارج شدند. فرعون گفت: چه اتفاقی افتاده مگر ما به اینها زهر ندادیم؟ فکر کنم اینها با سحر و جادو نشان می دادند که غذا می خورند و اصلاً غذا نخوردند! کسانی را که هنوز خارج نشده اند را بطور جداگانه دوباره سر سفره بنشانید تا سحرشان باطل شود و امروز و فردا را از همین باقیمانده غذا بدهید و دستور داد یک غذا هم برای افراد خودش درست کنند که در آن زهر نباشد. و سپس یک عده ای از آنان خوردند و عده ای نخوردند. ۷۰ هزار نفر از افراد فرعون و ۱۶۰ هزار نفر زن و بچه غذای فرعون را خوردند و همانجا تکه تکه شدند، این امر باعث تعجب آنان شد و حضرت موسی (ع) هم تعجب کرد. خداوند نسخه این دارو را به پیامبر (ص) توسط جبرئیل یاد داد. (البته یک احتمال دارد فرعون چون دید که افراد حضرت موسی (ع) با خوردن غذا بلایی سرشان نیامد دستور داد از همان غذا به افراد خویش بدهند).

طرز تهیه داروی شافیه

یک مقدار سیر پوست کنده شده را به تکه های متوسط که خیلی ریز نباشد تکه تکه کنید و آنها را روی یک آتش ملایم قرار می دهید و سپس روغن زرد گاوی روی آن بریزید تا آنها را بپوشاند. (نکته: روغن گاوی آن زمان با الان فرق می کند الان به گاو نان خشک کپک زده و علوفه و کاه می دهند که شیر آن فایده ای ندارد. گاو باید بچرد تا شیر و چربی اش اثر داشته باشد). تا اینکه سیر این روغن را جذب خودش کند و روغنی نماند. دوباره روغن اضافه کنید تا جذب سیر شود تا جاییکاه سیر روغن را جذب نکند (بعد ظرف را کنار می گذاریم تا سرد شود چون در روایت آمده). آتش ملایم روشن کنید و در مرحله دوم سیر تازه گاو چرا روی آن بریزید مانند مرحله قبل تا سیر شیر را جذب خودش نکند. ولی این مرحله یک شرط سختی دارد شیر باید شیر گاوی باشد که تازه زاییده باشد. حالا معلوم نیست مراد آغوز باشد یا شیر بعد از آغوز که حداکثر یک هفته بعد از زایش مراد است). عسل را در روی آتش می جوشانید تا اثری از موم در ان نباشد (نشان می دهد که عسل بدون موم نباید باشد و همانجا از مومش جدا می شود و دیگر اینکه معلوم می شود بعد از اضافه کردن شیر به سیر باید از آتش جدا کرد چون در ادامه روایت آمده است) که ظرف را روی آتش مجدد قرار دهید و عسل را به آن اضافه نمایید و همان کاری که با روغن و شیر انجام دادید. با عسل هم همین کار را می کنید. بعد از اینکه عسل هم جذب سیر شد. سیر از هم می پاشد و تبدیل به معجون می شود سپس ده درهم (هر درهم سه گرم و بیست و پنج دهم گرم است) یعنی ۳۲ گرم و نیم سیاهدانه را آسیاب کنید (سیاهدانه را تمیز می کنید ولی الکش نکنید) و ۵ درهم فلفل یعنی ۲۵/۱۶ گرم و ۵ درهم مرزنجوش را می گیرید و آسیاب می کنید و روی این معجون می ریزد و روی آتش مخلوط می کنید و سپس آن را در ظرفی قرار بدهید که غبار و باد به آن نرسد و ظرف را با روغن زرد گاوی آغشته می کنید و آن را در جو یا خاکستر دفن کنید (تا وقتی که در زیر جو یا خاکستر باشد خراب نمی شود حتی اگر در یخچال قرار دهید باز هم خراب می شود). چهل روز باید زیر خاکستر یا جو بماند. (هر چه کهنه تر بهتر) کسی که بیماری های فوق را دارد اندازه یک نخود از آن مصرف کند (و هر ماه که از آن می گذرد برای یک بیماری جدید مفید است). یک ماه بعد از چهل روز که می گذرد برای دندان دردی که همراه رگ زدن است خوب است و کل بیماریهایی که منشاش بلغم و خلط است و مقدار مصرف آن به اندازه نصف گردو است. بعد از دو ماه برای تب و لرز خوب است و مقدار خواب به اندازه نصف گردو مصرف شود. بهترین چیز است برای هضم کردن غذا و برای بیماری های چشم. هرگاه این دارو سه ماهه شود برای صفرا خوب است و برای بلغم و خلط سوخته خوب است و کل بیماری هایی که منشاش از صفرا است. ناشتا مصرف کنند. هرگاه این دارو چهار ماهه شود برای تاری و تاریکی چشم مفید است.
و تنگی نفس و گرفتگی رگ کرونر قلب خوب است (اگر تنگی نفس در فعالیت کردن بوجود می آید یعنی رگ های قلب گرفته است ولی اگر در حالت معمولی هم تنگی نفس است مشکل از ری ها است و اگر بعد از غذا خوردن نفس تنگی بوجود آید مشکل از معده است). شب هنگام خواب مصرف شود هرگاه این دارو پنج ماهه شد. اندازه نصف عدس از این دارو بگیرید و در روغن بنفشه یا رغون جل (یا روغن یاسمین است یا رغون جل جلان که نام روغن کنجد است) حل کنید و در بینی کسی که میگرن دارد بریزد. هرگاه دارو ششماهه شد بمقدار یک عدس از دارو بردارید و با روغن بنفشه حل کنید و بریزند ر بینی کسیکه شقیقه دارد. شقیقه اگر راست باشد در بینی راست و اگر چپ باشد در بینی چپ بریزید ناشتا و اول روز. هرگاه دارو هفت ماهه شد برای التهاب گوش مفید است به اندازه یک عدس در روغن گل سرخ حل شود و در گوش بریزند اول روز هنگام خواب. هرگاه هشت ماهه شود برای صفرا مفید است و بیماری که منجر به خوره می شود و با آب مصرف شود ناشتا موقع طلوع آفتاب و بدن روغن مالی شود. هرگاه نه ماهه شد برای سدر یعنی انسان حواس خودش را از دست بدهد و هذیان بگوید و توهم و کمی درک و کسی که زیاد می خوابد و در خواب حرف می زند. ترس و از ترس در خواب بریدن با روغن تخم ترب ناشتا هم صبح و هم شب به اندازه عدس. هرگاه ده ماهه شد. برای سودا و صفرایی که باعث اضطراب ذهن و (مشکلات عصبی) و گرگفتگی (نشانه صفرای شدید) و سبکی عقل که مشکل روانی ایجاد می کند به اندازه یک عدس با سرکه و سفیدی تخم مرغ (شبیه سُسی که امروزه درست می کنند) ناشتا و شب هر طور که خواستید مصرف می کنید خوب است. هرگاه یازده ماهه شود برای سودا خوب است). فزع (پریدن در خواب و حتی در بیداری) وسواس به اندازه یک نخود با روغن گل سرخ ناشتا بخورد و شب به همان اندازه ولی بدون روغن. هرگاه دوازده ماهه شود برای فلج (سکته مغزی) کهنه و تاره. آن را باید با آب مرزنجوش بخورد به اندازه یک دانه نخود و پاها را با روغن زیتون و نمک روغن موقع خواب مالی کند و روز بعد هم همین کار را کند و از سرکه و شیر و سبزیجات و ماهی پرهیز نماید. هرگاه سیرده ماهه شود برای دبیله (آپاندیس) و بی خود خندیدن و با محاسن بازی کردن به اندازه یک نخود با آب سداب و اول روز با ید مصرف شود. هرگاه چهارده ماهه شود برای کلیه سموم و زهرها هر چند که به شخص زهر داده شده، تخم بادمجان آسیاب شود و روی آتش درون آب بجوشاند و بعد آن را صاف کنند و به اندازه یک نخود با این آب یک مرتبه یا دو مرتبه یا سه مرتبه یا چهار مرتبه و با آب فاتر (ولرم) مصرف شود و بیشتر از چهار بار نخورد و موقع سحر بخورد و هر گاه پانزده ماهه شود برای سحر خوب است حامه (یا خلط است یا زهر حیوانات ولی بیشتر خلط است) و ابرده (سرما خوردن هر عضوی از بدن) و ارواح (موجوداتی مانند: جن یا میکروب) به اندازه نصف فندق از دارو همراه با خرما و آب جوشانده شود به اندازه نصف عدس با آب بازان یا برف یا تگرگ تازه برای همان روز یا شب قبلش باشد، حل شود و مصرف شود برای کسی که کور کهنه یا تازه دارد صبح و بعدازظهر و شب به مدت چهار روز از این دارو سرمه بکشد. اگر خوب نشد هشت روز. به هشت روز نمی رسد که به اذن خداوند تبارک و تعالی چشمش باز می شود (این دارو تجربه شده است). هرگاه هفده ماهه شود برای جذام مفید است همراه با روغن پاچه گاو نه پاچه گوسفند به اندازه یک فندق هنگام خواب و صبح ناشتا و به اندازه یک دانه گندم از دارو و با روغن مخلوط و بدن را با آن روغن مالی محکمی کنید و یک مقدار کمی هم از دارو را با روغن زیتون یا روغن گل سرخ بگیرید و در بینی بریزید و با همین روغن در حمام در آخر روز بدن را روغن مالی کند. هرگاه هیجده ماهه شود برای بهک و سفیدی پوست مفید است. (در اینجا فرق بین پیسی و پهک را بیان می کند؛) بهک شبیه پیسی است با این تفاوت که اگر در محل سفیدی پوست تیغ بزنید اگر خون آمد این بیماری بهک است و اگر خون نیامد آن پیسی است. باندازه بزنید اگر خون آمد این بیماری بهک است و اگر خون نیامد آن پیسی است. باندازه یک نخود از این دارو را بگیرند. و با رغون فندق به بیمار بدهند یا روغن بادام تلخ یا روغن صنوبر و بعد از طلوع فجر باشد. و به اندازه یک دانه گندم در بینی بریزند و بدنش را با همان دارو روغن مالی محکم کند با نمک برای کسی که مبتلا به بهک است.
و این داروها را نباید از مقداری که گفته شده تغییر داد و با همان ویژگی هایی که آمده است درست شود و مصرف شود اگر زیاد و کم کنید دیگر فایده ندارد. هرگاه دارو نوزده ماهه شد دانه انار شیرین را یگیرید وفشارش بدهید تا آب دربیاید و از هندوانه ابوجهل هم به اندازه یک دانه گندم بگیرید و دارو شافیه را با آب انار و هندوانه ابوجهل مخلوط کنید برای کسانی که زیاد فراموشکارند و زیاد اشتباه می کنند و بلغم سوخته و تب کهنه و جدید ناشتا با آب گرم خورده شود. هرگاه بیست ماهه شود برای کری خوب است داروی شافیه را در آب کندر قرار دهند و بعد آبش را جدا کنند و به اندازه یک عدس داروی شافیه را در آن بریزید اگر گوش باز نشد فردا در بینی اش بریزید. با آن آب کندر به اندازه یک عدس و اضافه دارو را روی سر بریزند. کسی که برسام دارند و یا التهاب پرده دیافراگم دارد و از همین دارو با آن خصوصیات استفاده کند. هرگاه زبانش بلند شد و از دهان خارج شده آبغوره با داروی شافیه مصرف کند برای او نافع خواهد بود و مشکلش را کمتر می کند. هر چقدر از زمان ساخت این دارو بگذرد باید مقدار کمتری از آن را استفاده کرد (وقتی دارو کهنه می شود باید اندازه گندم و عدس و حتی نصف عدس از آن بگیرند نه به اندازه نخود و فندق)

درباره ی مدیر سایت

هدف ترویج طب اسلامی

مطالب مشابه

محصولات سوپر مارکتها مشکل دارد!

“سوپر” این کلمه انگلیسی است خود این کلمه مشکل دارد و اما خود سوپر مارکتها …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

داروخانه طب اسلامی